|
انسان های معتدل و کامل در زندگی دارای برنامه و نظم و انظباط هستند اوقات زندگی خود را تقسیم کرده و هر ساعت یا ساعاتی را اختصاص به امور خاصی می دهند. رشد عقلانی و تربیت روحی و اخلاقی و موفقیت در امور فردی و اجتماعی مرهون نظم و ترتیب در زندگی است. انسان های آگاه و هدفمند در حرکت ها و گذر از حوادث و مشکلات در ... |
پیامبر ما چنین بود و چنین گفت (10)
نظم و انظباط پیامبر
حجت الاسلام والمسلمين محمد فولادی
انسان های معتدل و کامل در زندگی دارای برنامه و نظم و انظباط هستند اوقات زندگی خود را تقسیم کرده و هر ساعت یا ساعاتی را اختصاص به امور خاصی می دهند.
رشد عقلانی و تربیت روحی و اخلاقی و موفقیت در امور فردی و اجتماعی مرهون نظم و ترتیب در زندگی است. انسان های آگاه و هدفمند در حرکت ها و گذر از حوادث و مشکلات در مسیر خود را نیز آگاهانه طی می کنند تا به نتیجه رسیده و بهره ی لازم از سرمایه ی عمر خود که برای آن مصرف می کنند را ببرند.
کسانی که در زندگی دارای نظم و برنامه ریزی نیستند دیگران برای آن ها تصمیم می گیرند و حوادث ناگاه بر سر آنان آوار می شود لذا روزگار را به جبر و جهل و افسوس و حسرت و ناکامی و ناراحتی بسر می برند. و موجودی بی بر و بار و بیشتر اوقات زیان آور هستند.
انسان منظم بر کار و امور خود مسلط است و اشتباهات خود را نیز راحت تر و بهتر می تواند جبران کند.
یکی از خصوصیات پیامبر اسلام(ص) داشتن نظم است که به قول مرحوم دکتر شریعتی: «پیغمبر اسلام، با اینکه تمام تشکیلات زندگیش و دستگاهش همین است (مسجدی که مال مردم است و چند اتاق خاکی دارد) ولی درست مثل دبیر کل سازمان ملل متحد، برای هر کاریش یک نظم دارد، یک برنامه دقیق دارد و هر یک جای خاصی دارد و این خیلی عجیب است که خودش هیچ جا ندارد، اما به قدری کارهایش ارگانیزه و تقسیم بندی شده است که هیچ وقت تخلف نمی کند.» (میعاد با ابراهیم/ مجموعه آثار29/ ص427.)
و این نظم به گونه ای دقیق بود که دیگران با دیدن آن حضرت، تشخیص اوقات و زمان می دانند.
امام حسین(ع)از پدرشان امام علی(ع)درباره ی برنامه و وضع پیامبر(ص)در داخل منزل می پرسد.
امام علی(ع)می فرماید: «و کان اذا اوی الی منزله جزا دخوله ثلاثه اجزاء، جز لله، و جزء لا هله، و جزاء لنفسه؛ ثم جزا جزاه بینه و بین الناس، فیرد ذلک علی العامه و الخاصه، و لا ید خر عنهم شیئا.»
رسول خدا(ص) چون به خانه می رفت، اوقات خویش را سه قسمت می کرد: بخشی را برای عبادت خدا، و بخشی را برای خانواده خود، و بخشی را به خود اختصاص می داد، سپس بخشی را که به خود اختصاص داده بود میان خود و مردم تقسیم می کرد، و بخشی از آن را به مردم اختصاص می داد و عام و خاص را می پذیرفت و چیزی از آنان مضایقه نمی کرد. (الشمایل النبویه/ ص161)
پیامبر(ص) داشتن نظم و برنامه ریزی در زندگی را نشانه ای بر عقل می دانست لذا به ابوذر می فرماید: «بر عاقلی که زمام عقل از کفش بیرون رفته است لازم است وقت هایی را برای خود قرار دهد. وقتی برای راز و نیاز با پروردگار، وقتی به منظور محاسبه و رسیدگی به اعمال و کردار خود، وقتی برای تفکر و خلوت خویش و کمک به دیگران. (خصال/ ج2/ ص525)
علی(ع) در آخرین وصیت خود به فرزندان و پیروان خود فرمود: «اوصیکما و جمیع ولدی و اهلی و من بلغه کتابی، بتقوی الله و نظم امرکم» شما دو تن(امام حسن و امام حسین(ع))و همه ی فرزندانم و کسانم و کسی که نامه ی من به او رسد، سفارش می کنم به تقوای الهی و نظم امور خود. (نهج البلاغه/ نامه27)
پیامبر(ص) تمام حرکات و اعمال و رفتاری که در دوران رسالت خود داشته اند چون بر اساس نظم و هدف و طرح و برنامه بوده است ماندگار و معنادار شده و می تواند معرف مکتب و شخصیت ایشان باشد.
از مخفی کردن رسالت خود تا علنی کردن آن و از اقوام و عشیره شروع کردن و علی(ع)را در آن جمع اندک و در آغاز کار به عنوان وصی و خلیفه خویش معرفی کردن. از اینکه در بدو ورود به مدینه، مسجد ساختن و ... همه حاکی از آن دارد که تمام اقدامات پیامبر(ص) حساب شده است.
پیامبر(ص) مسجد بناء می کند و ستون های آن را نامگذاری کرده تا مسلمانان بدانند تکیه بر هر ستونی برای پیامبر(ص) چه معنایی دارد که اگر ایشان به ستون حنانه تکیه دهد هنگام سخن گفتن آن حضرت با مردم است پس آنان باید مستمع باشند. و هرگاه در کنار ستون العباده و التهجد نشستند برای عبادت است و نباید مزاحم شوند و هرگاه در کنار ستون الوفود نشستند برای ملاقات با هیئت های نمایندگی خارجی است و گفتگوی اختصاصی و ...
پیامبر(ص)برای رفتن به منزل همسران خویش وقت و روز مشخص دارد که هر کدام می دانند از چه زمان تا چه زمان ایشان در منزل آنان است. برای همین خود را صاحب و متعلق و مالک آن زمان می دانستند.
پیامبر(ص)برای وسایلی که داشت از مرکب و شمشیر و ... نام مخصوص معین کرده بود.
«و کان من خلقه سمیه دوابه و سلاحه و متاعه» از اخلاق پیامبر(ص)بود که حیوانات و اسلحه و اثاث خود را نام گذاری می کرد. (احیاء العلوم/ ج2/ ص345)
مردی از انصار برای پرسیدن مسئله ای به نزد پیامبر(ص)آمد در همین بین مردی نیز از ثقیف وارد شد(و در بیان حاجت خود پیش دستی کرد) حضرت(ص)فرمود: ای برادر ثقفی آن مرد انصاری پیش از تو سؤال کرده، صبر کن پاسخ او را بدهم آنگاه به پاسخ تو بپردازم. (معارف و معاریف/ ج10/ ص161 به نقل از بحار الانوار).
یکی از نشانه ی مدنیت، داشتن نظم و برنامه ریزی در اداره ی زندگی و اجتماع از مدیریت خرد و کلان است. و عکس آن، جامعه ی بدوی است که نمی دانند فردایشان چه می شود. و هر کسی ممکن است مزاحم دیگری شود چنانکه انسان غیر منظم ممکن است کار این ساعت و این روزش مزاحم کار ساعت دیگر و فردای او شود. لذا همیشه باخته است چون وقتی هیچ چیزی سر جای خود نیست نتیجه ای غیر از باختن و عقب ماندن در برندارد.
|