|
اين جنگ قدرت که ابتدا با شعار خدمت رساني بيشتر آغاز شد خيلي زود جاي خود را به بد اخلاقي سياسي داد و آن قدر ابزارهاي مورد استفاده در اين منازعه، غيراخلاقي و ضد روحيه جوانمردي بود که ... |
دکتر پرويز حاجياني
بدون شک استان بوشهر شروع فرآيند توسعه خود را مديون دوم خرداد 76 است. اگر چه استانداران پيشين کمابيش قدم هايي را در راه توسعه و آباداني اين استان برداشته بودند ولي با انتصاب آقاي تبادار به استانداري بوشهر که با اجماع و تقاضاي همه نيروهاي اصلاح طلب استان انجام شد، نقطه عطفي در حرکت استان به سمت توسعه و پيشرفت بوده است. همزماني اين انتصاب با حضور تعدادي نماينده اصلاح طلب استان در مجلس و همراهي و همدلي نمايندگان (بلاخص دادفر) و استاندار و همزماني اين اتفاق با بهره برداري از حوزه گازي پارس جنوبي، عملاً فرصت طلايي را در اختيار استان قرار داد. در اين زمان بود که شاهد اجرا و اتمام تعداد زيادي پروژه عمراني و تبديل استان به يک کارگاه سازندگي بوديم. رتبه استان به لحاظ بسياري از شاخص هاي عمراني و صنعتي رشد چشمگيري يافت، اگر چه اين مقال در اينجا نمي خواهد ضعف ها و نقصان هايي که در دولت اصلاحات نيز وجود داشت و امروز خود مهندس تبادار نيز بر آنها صحه مي گذارد، ناديده بگيرد. ولي به شهادت بسياري از اهل نظر و انسانهاي با وجدان پاک (با تفکرات اصلاح طلب و اصول گرايي) آن مقطع يک دوران طلايي را در ذهن متبادر مي سازد که اگر آن روند چند سالي تداوم مي يافت اميد مي رفت به زودي شاهد استاني صنعتي و آباد و داراي رتبه هاي بسيار مناسب در بسياري از شاخص هاي توسعه مي بوديم.
با روي کار آمدن دولت نهم به ناگاه شاهد دگرگوني عميقي در کشور و به تبع در استان بوديم. ناگهان فله اي تمام مديران سابق عزل و يا در حاشيه قرار گرفتند. با ورود مديران تازه نفس در کنار نمايندگان اصول گرا در استان و بالاخص نماينده بوشهر، گناوه و ديلم و اعتقاد به نزديکي و ارتباط ايشان به رئيس جمهور، اين انتظار مي رفت اگر چه مديران با تجربه و کاردان دولت اصلاحات جاي خود را به مديران کم تجربه داده اند، ولي مديران جديد با انرژي جواني و در حمايت دولت اصولگرا و با يکپارچگي فکري، بتوانند چرخ هاي توسعه استان را چون گذشته به حرکت درآورند.
اين انتظار خيلي دوام نداشت و يکپارچگي فکري و شعار خدمت گرايي خيلي زود جاي خود را به دو دستگي و جنگ قدرت داد. يک طرف استاندار و معاون سياسي و برخي از مديرانش و طرف ديگر نماينده فعلي بوشهر (مسئول ستاد انتخاباتي رئيس جمهور در بوشهر) و ديگر هم تيمي هايش قرار داشتند.
اين جنگ قدرت که ابتدا با شعار خدمت رساني بيشتر آغاز شد خيلي زود جاي خود را به بد اخلاقي سياسي داد و آن قدر ابزارهاي مورد استفاده در اين منازعه، غيراخلاقي و ضد روحيه جوانمردي بود که صداي طرفداران اصول گراي آنها نيز درآمد و مردم به عينه ديدند که اين ادعا ها (خدمت رساني، عدالت و مهرورزي) شعاري بيش نيست. با شروع جنگ قدرت در طيف اصولگرايان عملاً برنامه هاي توسعه استان به سمت تعطيل رفت و عمده انرژي بازيکنان اين بازي براي از پا انداختن حريف بکار مي رفت.
هم اکنون که اين بازي با دخالت مستقيم رئيس جمهور مي رود که به نفع نماينده در مقابل معاون سياسي تبديل شود نه تنها معاون سياسي در اين بازي مي بازد بلکه استاندار نيز که معاون سياسي به طرفداري از او وارد اين مجادله شد، نيز شکست خواهد خورد. اگر عزل معاون سياسي و چند مدير ديگر استاندار از شايعه به واقيعت آيد، افراشته به عنوان استاندار بايستي تمام جوانب اين شکست را بپذيرد.
استاندار اگر استعفا دهد، اگر چه در ظاهر به نماينده باخته است ولي مي تواند بخشي از اعتبار خود را حفظ نمايد ولي اگر بماند عملاً به يک پادو مبدل شده و ديگر اعتباري برايش باقي نخواهد ماند. در اينجا نبايد فراموش کرد که انتخابات هشتم مجلس در پيش است و با توجه به شکست رايحه خوش خدمت در انتخابات شوراها، اين دسته از اصول گرايان حتا ديگر به ساير اصول گرايان نيز نه اعتماد کرده و نه رحم مي کنند و مديريت امور اجرايي انتخابات براي آنها از هر چيز ديگر مهم تر است و طبيعي است که گرفتن اين کرسي از ساير اصول گرايان جزو برنامه اصلي دولت و رايحه خوش خدمتي ها که کم کم الفباي سياست را ياد گرفته اند، خواهد بود و از بد حادثه اين موضوع نيز به عنوان آوانس در اختيار نماينده و به ضرر معاون سياسي عمل کرده و خواهد کرد. در اينجا اگر از استاندار که حوزه مديريتي اش به شدت دستخوش طوفان سياست و قدرت است بگذريم در اين ميان بازنده اصلي استان بوشهر است که هزينه فرصتي زيادي را در اين مجادله قدرت از دست داده و چرخ توسعه اش کاملا لنگ مي زند. |