|
هنگامي که قانون معافيت ته لنجي اعمال شود...ته لنجي چيست ؟ ته لنجي چيز خاصي نيست ... ربطي به جناج چپ و راست و اصلاح طلب و اصولگرا ندارد. ته لنج سهمي از بذل و بخشش دولت به پيرمرد بندري است ... |
هنگامي که قانون معافيت ته لنجي اعمال شود...
ته لنجي چيست ؟ ته لنجي چيز خاصي نيست ... ربطي به جناج چپ و راست و اصلاح طلب و اصولگرا ندارد. ته لنج سهمي از بذل و بخشش دولت به پيرمرد بندري است که زندگي اش را در دريا سپري کرده. ته لنجي شايد هم حقي باشد که دولت براي آن پسر جواني اعطا کرده که در بندرش دانشگاهي نبوده تا ادامه تحصيل دهد. شرکت و يا کارگاهي هم که نيروي بومي را بکار گيرد نبوده، ته لنجي بهانه اي است که تا پسر جوان خانواده بندر پس از اتمام خدمت مقدس سربازي داراي شغل شود... او مي رود همه پيچ و خم هاي اداري را طي مي کند ... کارت سلامت مي گيرد ... کارت ملواني مي گيرد... و در نهايت گذرنامه دريايي مي گيرد و آخرشم هم مي شود ملوان ... او با لنج به سفر دريايي به کشورهاي حاشيه خليج فارس مي رود و در آنجا کار مي کند تا مزد بگيرد... ملواني همان شغلي است که جوان بندر شايد به آن ببالد... در بندر شرکت يا توليدي خاصي نيست که بشود آن را به کشورهاي ديگر صادارت کرد... بندر هم مثل کشور بايد خيلي صبر کند تا بتواند مبادرت به امر صادرات ورزد. ته لنجي بصورت کتابي و قانوني اينچنين تعريف مي کنند که:، ته لنجي مجوزي است که ازطريق آن ملوانان ميتوانند در هر سفر دريايي مقدار مشخصي کالا را که عمدتا مواد غذايي و مصرفي آنان است، بدون عوارض گمرکي وارد کشور کنند.
وقتي ته لنجي وارد بندر مي شود، صاحب لنج، ناخدا، ملوان و همه کارکنان لنج که جمع همگي به عدد ۱۰ مي رسد بصورت مستقيم داراي شغل هستند. وقتي ته لنجي وارد بندر مي شود به ازاي هر شناور حداقل ۷ نفر از کسبه و بازاري نيز بصورت مستقيم داراي شغل مي شوند. اين نکته را هم در نظر بگيرد که اين ۱۷ نفر هر کدام مسئول سرپرستي چندين نفرند ....
وقتي قانون معافيت ته لنجي لغو گردد، اسکله صيادي و تجاري بندر دير مملو از لنج ها و کشتي هايي مي باشند که ارزش ريالي همه آنها به بيش از هزاران ميليارد ريال مي رسد و اين يعني هزاران ميليارد از سرمايه ملي بايد در اسکله ها آب بخورند. وقتي قانون معافيت ته لنجي اعمال شود صاحب لنج ديگر درآمدي ندارد و او به علت عدم داشتن درآمد در نتيجه نمي تواند نگهبان لنج را نگه دارد و حقوق به او بدهد پس او در اولين اقدام نگهبان لنج را از کار بيکار مي کند و خود صاحب لنج شب را بايد در لنج به فکر فردايي که قرار است با بانک ها درگير شود بسر کند و اينچنين است که شهروند بندري که با دست و پنجه نرم کردن با هزاران مشکل و گرفتن انواع و اقسام وام ها ديگر منبع درآمدي ندارد و فقط بايد به فکر روزي باشد که احضاريه به دستش خواهد رسيد مبني بر حضور در دادگاه جهت رسيدگي به پرونده شکايت بانک از او! او شايد از اينهمه مشکلات سکته کند... شايد هم ...
به همراه يکدستگاه موتورسيکلت به شماره پلاک نامعلوم و به سرنشيني کسي که خودش به شغل دريانوردي مشغول بوده به سوي اسکله بندر دير راهي شدم، راه زياد دورنبود، هوا هم که خوب بود، وارد اسکله که شوي با تعداد کثيري از انواع و اقسام لنج ها و کشتي ها يي روبرو مي شوي که مي گويند اينروزها راکدند. در کنار لنج ها و کشتي ها نيز افرادي مشاهده مي شوند که همگي دست به زانو به اميد حل مشکل نشسته اند.
به يکي از آنها نزديک مي شوم : اسمش احمد است و مدت ۲۰ سال است که به کار دريانوردي مشغول است. او مي گويد: پدر پنج فرزند هستم، دو دختر سه پسر که همگي مشغول تحصيل هستند. پسر بزرگم در دانشگاه آزاد بوشهر تحصيل مي کند و يکي از دخترانم نيز در دانشگاه علمي کاربردي تحصيلي مي کند.
نيازي به گفتن ادامه حرفهايش نبود خودم مي دانستم. خرج دانشگاه آزاد پسر او حداقل ماهيانه صد و پنجاه هزارتومان است. هزينه تحصيل دختر او هم با ديدي خوشبينانه صدهزارتومان در ماه باشد. آيا او که نه پس اندازي دارد و نه ملکي که اجاره داده باشد، او که نه از رانت هاي موجود مطلع است و نه زميني در محوطه پارس شمالي يا جنوبي ندارد چگونه مي تواند هزينه و مخارج زندگي خود را تامين کند چه برسد به اينکه بخواهد هزينه هاي تحصيل فرزندش را بپردازد. هيچ نگفت و هيچ نگفتم .... از او فاصله گرفتم. کمي دورتر پيرمردي که مي شد حدس زد سنش از ۷۰ مي گذرد دست به کمر مشغول تماشاي دريا بود. او خيلي حرف داشت ... اما او حرف سياسي بلد نبود. او از قول هاي انتخاباتي دلخور بود.
او مي گفت : پول برق و آب و تلفن و جديداْ گاز را بايد از کجا بياورم؟ راستي يادم رفت بگويم او شغلش نگهباني بوده و در يکي از لنج هاي بندر مشغول به کار بود.
- ماهيانه دويست هزارتومان از صاحب لنج به عنوان حقوق مي گرفتم که شکر خدا خوب بود. شکم زن و بچه سير مي شد.
و گفتم الان چي؟ گفت صاحب لنج گفته : فعلاْ پول ندارم که به تو بدهم و از الان به بعد خودم مي خوام شب تو لنج بخوابم....
دلم گرفت. گفتم به نظر تو مشکل از کجاست؟ هيچ نگفت ... اما گفت: دولت بايد يه کاري بکنه. من هم گفتم انشالله حل خواهد شد.
رفتم،. کمي دورتر حسين پسر جواني با لباسي شيک مشغول صحبت با تلفن همراه، ايستاده به او نزديک مي شويم و او نيز با ما سلام و عليک مي کند و از اينکه همديگر را شناختيم خرسند بوديم. او همکلاسي دوران قديم مدرسه ما بود. گفتم چيکار مي کني؟ گفت: مغازه دارم، مغازه ته لنجي، که ديگر ندارم ...
او راست مي گفت ديگر ته لنجي وجود نداشت که او مغازه اش را داشته باشد. او تازه ازدواج کرده و مي گويد خانه ندارد .
هنگامي که قانون معافيت ته لنجي اعمال مي شود عبدالله پيرمرد ۶۵ ساله بندر پدر ۸ سرعائله بايد خانه نشين شود ... هنگامي که قانون معافيت ته لنجي اعمال شود احمد جواني که تازه از خدمت سربازي برگشته و قصد تشکيل خانواده را دارد بيکار مي شود و او در جواب اين سئوال خانواده عروس که شغلت چيست؟ بايد بگويد: .... چه بگويد... او حتماْ خواهد گفت من قبلاْ دوبي مي رفتم و حالا....
هنگامي که قانون معافيت ته لنجي اعمال مي شود بيچاره صاحب لنج که بايد تازه به جنگ غول بانکي و سود آن برود يا شايد هم سر از زندان در بياورد يا شايد هم .... هنگامي که قانون معافيت ته لنجي اعمال شود همه .... نمي دانم ... دهها لنج و کشتي به ارزش ميلياردها تومان در اسکله راکد مي مانند ... صدها نفر ملوان و... بيکار مي شوند ... کسبه و بازاري به علت نبود جنس ورشکست مي شوند... هنگامي که قانون معافيت ته لنجي اعمال شود عبدو پسر بچه ي بندر ديگر طعم کازو و شکلاتهايي که از پشت خليج فارس برايش مي رسيده نخواهد چشيد... عبدو علاوه بر اين دردهاي ديگر هم دارد...
نتيجه گيري : رياست محترم جمهور! جناب آقاي الهام (صادرکننده بخشنامه لغو معافيت ته لنجي ) استاندار محترم .. مجلس شوراي اسلامي چشمان هزاران جاشو و ملوان و کسبه و بندر نشين بسوي شما دوخته شده ... چه خوب مي شد اگر رفع مشکل مي نموديد که قطعاْ خواهيد نمود... چرا که شما با شعار مهرورزي و خدمت رساني آمده ايد و اين هم نوعي خدمت رساني است ...
منبع: http://www.dayyernews.com
|